خیلی بد بد متوسط خوب عالی
(7 رای)

اضطراب یکی از شایع ترین مشکلات در بین افراد است که روند زندگی روزمره را به مرور مختل میکند، از هر 4 نفر یک نفر با اضطراب دست و پنجه نرم میکند.

تعریف اضطراب

اضطراب رفتار ما را برای گریختن از خطرهای واقعی و محافظت کردن از خودمان هدایت می کند، اما وقتی به افراط کشیده میشود و فرد در تنش و هراس بی پایان غرق میشود، روند زندگی روزمره فرد را مختل میکند که نیازمند درمان است. اضطراب یک هیجان است که زنجیره ای از افکار منفی راجع به آینده، آن را به وجود می آورد. این افکار منفی راجع به آینده، نگرانی هستند.

نگرانی: نگرانی یک نوع تلاش برای شناسایی مشکل و حل کردن آن تا قبل از مشکل سازشدن آن است، فرد میخواهد تا قبل از اینکه مشکل بزرگی برایش پیش بیاید آن را پیدا و حل کند. نگرانی فکر منفی است که زنجیره ای از افکار منفی به دنبالش می آورد، مثلاً: اگر دیر سراغ بچه ام بروم، از مدرسه بیرون میرود، گم می شود، یا او را میدزدند و هیچوقت هیچ نشانی از او نخواهم داشت و ...

 

ویژگی های اضطراب

مهمترین ویژگی اضطراب نگرانی راجع به آینده است. اضطراب باعث میشود فرد در شرایط ابهام، به دنبال بدترین احتمالات ممکن برود.

استدلال هیجانی

استدلال هیجانی از ویژگیهای بارز فرد مضطرب است، به این معنا که خیلی به حواسشان اطمینان دارند و با حس هایشان دنیا را نگاه میکنند مثلاً: دلم شور میزند، پس اتفاقی در حال افتادن است یا به زودی اتفاقی خواهد افتاد. همچنین معتقدند که حس ششم قوی دارند و طبق آن عمل میکنند.

تعاملات اجتماعی محدود

فرد مضطرب بیشتر تمرکزش روی خودش است به دنبال رفع نگرانی هاست، پس ترجیح میدهد خود را در شرایط غافلگیرکننده و نگران کننده کمتری قرار دهد.

تأیید طلب افراطی

اضطراب باعث شده فرد تأیید طلب و اطمینان طلب شود. همیشه نظر دیگران را راجع به خودش و عملکردش و تصمیماتش بپرسد تا تأییدش کنند و همچنین از درستی کارش مطمئن شود.

فرار از غافلگیری

فرد اضطرابی به شدت از غافلگیر شدن هراس دارد، به همین دلیل کنترل گر است، کنترل گری باعث میشود فرد کمتر غافلگیر شود، به همین دلیل به استقبال وقایعی میرود که احتمال میدهد اتفاق بیافتد و میخواهد قبل از وقوع، آنها را حل کند.

افکار سمج

افراد اضطرابی افکار سمج دارند که مدام فرد را به نتیجه کار و فکر کردن به اینکه در آینده چه میشود سوق میدهد.

لذت نبردن از زندگی

این افراد به دنبال لذت در زندگی نیستند، افراد مضطرب از داشتن اوقات خوش عذاب وجدان دارند، آن را هدر شدن زندگی تلقی می کنند. لذت زندگی خواهان زندگی در زمان حال است، در حالی که فرد مضطرب در آینده زندگی میکند.

عوامل به وجود آورنده اضطراب

از طرفی اضطراب، تجربه شرایط جدید را از فرد میگیرد چون او نمیخواهد در موقعیتی قرار بگیرد که نمیداند چه چیزی در انتظارش است.

مشکلات جسمی

20% مراجعه کنندگان به تمام پزشکان اضطراب دارند و اضطراب دلیل اصلی بسیاری از دردهای جسمانی است. همچنین ریسک سرطان در افراد مضطرب بالاست، چون اضطراب سیستم ایمنی بدن را کاهش میدهد.

اختلال خواب

مشکلات خواب و تنش عضلانی از همراهان همیشگی افراد مضطرب است.

میل جنسی

اضطراب بر میزان و کیفیت میل جنسی تأثیر مستقیم دارد. افکار و جملات افراد مضطرب، معمولاً با نکند که ... و می ترسم که ...، نگرانم که ... شروع میشود.

عوامل به وجود آورنده اضطراب

تعارضات حل نشده کودکی

بسیاری از اضطراب های ما ریشه در کودکی دارد، به دلیل تعارضات درونی که دنیا برای فرد به وجود آورده و حل نشده باقی مانده است.

تعارضات

به دلیل بایدها و نبایدهای پیرامون زندگی انسانها، ما با خیل عظیمی از تناقضات و درگیری های درونی روبه رو هستیم که خودش را به صورت اضطراب نشان میدهد.

کمالگرایی و استانداردها

از مهمترین دلایل به وجود آورنده اضطراب، کمالگرایی و استانداردهای بالای آن است. وقتی که فرد کمالگرا به دنبال ایده ال ها است، طبیعی است دچار اضطراب شود، به دلیل اینکه تمام هم و غم فرد، پیش رفتن با اصول و قواعدی که خودش برای خودش وضع کرده است و کشمکش بی انتهایی درمورد اینکه آیا کارها آنطور که میخواهم پیش خواهد رفت، درجریان است و این کشمکش  اضطراب زاست.

آداب و رسوم

زیر بنای اصلی بسیاری از آداب و قوانینی که تشکیل داده ایم، اضطراب است. ما آداب را تشکیل دادیم تا خطرات احتمالی را از خودمان دور کنیم.

ژنتیک

عوامل ژنتیک بر اضطراب فرد موثر است.

 

نظر دیگران

بسیاری از نگرانی های ما ریشه در ترس از پذیرفته نشدن دارد، حتی خیلی از تعارفات تکراری و از روی محبت روزمره ما از اضطراب است، حالِ کسی را نداریم اما وانمود میکنیم از دیدنش خوشحالیم و با یک سری لغات که دقیقاً معنای آنها را نمیدانیم از هم پذیرایی میکنیم، میخواهیم در مورد ما خوب فکر کنند، چون اضطراب داریم که نکند پذیرفته نشویم.

عدم تحمل بلاتکلیفی

اصلی ترین دلیل اضطراب، عدم تحمل بلاتکلیفی است. ریشه نگرانی، بلاتکلیفی است.

اضطراب و راهکارهای مقابله با آن

بلاتکلیفی موقعیتی است که پیامدش نامعلوم و مبهم است، تلاش بشر همیشه رفع ابهام بوده است، چون دنبال ثبات است و همین موضوع در او ایجاد اضطراب می کند.

آموزش

اکثر آموزش هایی که از کودکی به ما داده اند، به اضطراب منجر می شود، مثلاً:

  • نباید اشتنباه بکنی ...
  • باید مطابق استانداردها زندگی کنی ...

به خاطر بسپارید: تعیین استاندارد و منطقی بودن، یعنی شرایط اضطراب زا ایجاد کردن.

  • باید ثبات پیدا کنی ...
  • موقعیت مبهم را واضح بکن ...
  • باورهای اشتباهی که نگرانی و اضطراب ایجاد میکنند:
  • نگرانی باعث حل مسئله است.
  • نگرانی انگیزه ام را برای رسیدن به اهدافم افزایش میدهد.
  • نگرانی ، من را در برابر هیجان و پیش آمدهای منفی محافظت میکند.
  • نگرانی یک صفت شخصیتی مطلوب است

مردم اطرافیانشان را به مضطرب بودن تشویق می کنند، مثلاً فلانی مادر خوبی است خیلی نگران بچه و زندگیشه. اضطراب باعث میشود فرد از اطرافیانش مراقبت کند و تصور مهربان بودن را به وجود می آورد و این مهربانی و همیشه در دسترس بودن، توسط دیگران تشویق می شود.

درمان اضطراب

مهمترین راه درمان اضطراب، حل کردن تعارضات درونی، به کمک روانکاو است. درمان اضطراب به علت پیچیدگی های آن، نیازمند متخصص این حوزه است.

راهکارها

در یک موقعیت شما شروع می کنید به گمانه های منفی و این گمانه ها را با ترکیب زیر به ذهن خودتان می آورید: نکند که ... میترسم که ... نگرانم که ... اگر فلان اتفاق بیفتد ... و به این ترتیب زنجیره ای از افکار منفی را در ذهن خود می آورید و خود را دچار ناآرامی و تشویش میکنید و به دنبال آن به دو شیوه عمل میکنید: 

1. یک سری اقدامات نادرست در جهت پایان دادن حس بد خود انجام میدهید، از جمله:

  • سرچ اطلاعات پیرامون مشکل به وجود آمده، از گوگل، از افراد و ...
  • مشورت های افراطی
  • درد و دل کردن با اطرافیان
  • تأیید طلبی و اطمینان طلبی از دیگران
  • بررسی دوباره و دوباره کارها
  • محافظت بیش از حد از دیگران

2. راهبرد اجتنابی: خودتان را از موقعیت  دور میکنید:

  • اهمالکاری: برای فرار از اضطراب، برنامه ها و اقدامات لازم را رها میکنید.
  • برای انجام ندادن فعالیتها دلیل تراشی میکنید.
  • برای انجام فعالیتهای مشخص تعهدی نمیدهید.
  • هر دوی این راهکارها به اضطراب دوباره میانجامد.
 

راهکارهایی در جهت مقابله با اضطراب

تحمل بلاتکلیفی

یکی از راه های مقابله با اضطراب، «بالا بردن تحمل بلاتکلیفی» است. هرچه تحمل بلاتکلیفی برای شما غیرقابل کنترل تر باشد، مضطرب تر میشوید. بلاتکلیفی باعث میشود زندگیمان از یکنواختی خارج شود. باید بتوانید در ابهام زندگی کنید، باید بتوانید در شرایطی که نتیجه آن مشخص نیست قرار بگیرید و از آن فرار نکنید. با حس بد روبه رو شوید، با همان حس بد کارها را انجام بدهید. خودتان را در ابهام قرار دهید، در آن حال ابهام بمانید، در ابهام دست و پا بزنید، به مرور نتایج آن را میبینید.

تعدیل کردن اهداف

معیارها و استاندارهای بالایی که برای زندگیتان تعیین کرده اید را شناسایی و بازبینی کنید.

بازبینی اهداف

نظر دیگران را رها کنید

اینکه جلوی دیگران چگونه به نظر برسید و مورد تأیید دیگران باشید را رها کنید، به خودتان و اهدافتان دقیق شوید خواهید دید که با کوله باری از خواسته های دیگران همراه هستید و زندگی را برای خودتان سخت کرده اید، فراموش نکنید همیشه افراد چیزهای تازه تری از شما میخواهند، پس دست از تلاش برای راضی نگه داشتن دیگران بردارید.

توقف سرچ

هر چقدر خودتان را با مسایل پیرامونِ رویداد اضطراب زا مشغول کنید، به دلیل درگیری ذهنی بیشتر با رویداد اضطراب زا، اضطراب و نگرانی در شما بیشتر میشود، سرچ را متوقف کنید.

عمل کنید

وارد عمل شوید نیاز نیست از قبل کاملاً بدانید که میخواهید چه کار بکنید، به این فکر کنید که اگر شرایط نامساعدی پس از شروع کار پیش بیاید، آن موقع برایش چاره جویی می کنم. کارهای عقب افتاده و نیمه کاره را بدون در نظر گرفتن استانداردهای بالا انجام دهید، کارهای نیمه تمام اضطراب زا هستند. ریسک کنید، دست از کنترل کردن بردارید و تغییرپذیر باشید.

محول کردن کارها به دیگران

اگر حتماً باید خودتان همه کارها را انجام دهید  تا مطمئن شوید درست انجام میدهید و موقعیت اضطراب زایی به وجود نمی آورید، گاهی یکی از کارهایتان را به همسر یا یکی از اعضای خانوادتان بسپارید، به شما کمک میکند از ریزبینی ها و استانداردها خودتان را رها کنید.

درد و دل کردن را کنار بگذارید

معمولاً افرادی را که طرف درد و دل کردنتان قرار میدهید، نگرانی های خودشان را به نگرانی های شما اضافه میکنند و همچنین علاوه براین، صحبت کردن بیش از اندازه راجع به نگرانی ها و همنشینی بیشتر با نگرانی ها، به اضطراب شما دامن میزند. با متخصص صحبت کنید.

تخمین احتمال

از خودتان بپرسید چقدر احتمال میدهی که اتفاق بیفتد؟ عدد دادن باعث میشود، احتمال اتفاق افتادن چیزی که در ذهنتان است را به صورت واقعی تری ببینید. خواهید دید احتمالی که میدهید کمتر از اتفاقی است که پیش رویتان میبینید.

اضطراب باعث میشود که شما مشکل را خیلی بزرگ و حل نشدنی ببینید و این حالتان را بد میکند و این حال بد نمیگذارد بتوانید مشکل را به شیوه ای که واقعاً حل کننده باشد، حل کنید.

سخن آخر: به خاطر بسپارید؛ شمایی که در حال حاضر مشغول برنامه ریزی و چاره اندیشی در رابطه با مشکلات پیش نیامده و آینده هستید، فردا و فرداها هم همراه خودتان هستید، و در صورت لزوم هنگامی که مسئله ای که نگرانش هستید، اتفاق بیافتد قطعاً حلش خواهید کرد، پس همیشه به خودتان یادآور شوید: چون که فردا آید فکر فردا میکنم ...

اگر در طول زندگی دائم به دنبال رفع بلاتکلیفی و فرار از غافلگیر شدن توسط اتفاقات منفی باشیم، انرژیمان را از دست می دهیم و به مرور حتی انگیزه زندگی کردن را از دست میدهیم. اگر قرار باشد کل زندگی همه اش از قبل مشخص باشد، همه چیز کسالت آور است و ما فقط مثل یک روبات منتظر انجام دادن برنامه های از پیش برنامه ریزی شده هستیم. «آینده یعنی ابهام و زیبایی زندگی در ندانستن چه پیش خواهد آمد است»

گردآوری و تنظیم: مریم قائد رحمتی

مرکز مشاوره تلفنی رهیاب

جهت مشاوره درباره «اضطراب و راهکارهای مقابله با آن» می توانید با شماره تلفن های زیر تماس بگیرید:

تماس با 26  52  907  909 از سراسر کشور

تماس با 48  56  230  909 از استان تهـران

تماس از طریق تلفن ثابت بدون گرفتن کد

پاسخگویی از ساعت 8 صبح الی 8 شب حتی ایام تعطیل

به دلیل شلوغی خطوط در صورت شنیدن صدای بوق اشغال لطفا مجددا تلاش فرمایید.

اشتراک در شبکه های اجتماعی:
افزودن نظر:
CAPTCHA2